عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
44
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
چنان كه مشاهده مىشود اسماعيليان عوالم سماوى را به زمين انتقال دادهاند و منظومهء مفاهيم مجرد را با اشخاصى معين مقابل نهادهاند . پيروان اين مذهب ، تا مقام امامت به درجات هفتگانه منقسم شدهاند . بديهى است كه چون تعابير آنان لفافى ملموس و قابل درك داشت ، مورد قبول مردم قرار گرفت . اسماعيليان تنها به ابراز عقايد مذكور اكتفا نمىكردند ، بلكه پيروان اين آئين همهء اديان را به ديدهء اغماض مىنگريستند و عبادات را وسيلهاى براى تزكيهء اخلاق مىشمردند و در برابر تمام عقايد و نظريههاى گوناگون سهلانگارى نشان مىدادند و بدين ترتيب آن طرز تفكر قالبى و منجمد و قراردادى اسلام را كه به دست علماى قشرى شكل گرفته بود ، از ميان برمىداشتند و زمينههاى فكرى گستردهاى براى مغزهاى متفكر آماده مىساختند تا بدان حد كه حتى براى افرادى كه ماهيت اسلام را درنيافته بودند و به آداب دينى كهن وابستگى داشتند ، امكان تجديد حيات مىبخشيدند . اعتقاد به " مهدى " نيز كه بين فرق شيعه ، شعار مشترك بود ، بين اسماعيليان به صورتى گستردهتر مطرح مىشد . آنان آخرين امام از هر هفت امام را به عنوان مهدى " مىپذيرفتند و عقيده داشتند كه نظام اجتماعى ، نسبت به زمان پيوسته تبدل مىپذيرد . به مردم عدالت مطلقى را وعده مىدادند و بدين منوال در برابر نظام اشرافى دورهء بنى اميه ، بخصوص بنى عباس از طبقات بينوا حمايت مىكردند . از ارباب مذهب اسماعيلى ، كسانى هم به عملى ساختن اصلاحات موعود دست زدهاند . چنان كه قرامطهء متمركز در بحرين و احسا ( الاحساء ) كه از نظر فكرى محيطى مساعد بود ، خراج و عشر را ملغى و تجارت را ملى اعلام كردند . و ضمن آنكه فعاليتى مشترك را وجههء همت قرار داده بودند ، با توجه به نيازهاى محيط ، در بين خود نوعى مساوات را پذيرفتند و مالكيت را تنها به داشتن اسلحه منحصر دانستند . چنان كه به دليل اخير و بنا بر آنكه آنان بطور كلى احكام دينى را ناديده مىگرفتند ، افراد غير مسلمان نيز در جنگها به يارى آنان مىشتافتند « 1 » .
--> ( 1 ) براى كسب اطلاع جديد و باارزش در اينباره به كتاب دكتر برنارد -